Late last August, one Reza Saiedi sent a message to my old friend Norman Finkelstein requesting a written interview with him:
Dear Norman,
Salam/Shalam
Despite Western attempts to isolate Iran internationally, the upcoming Non-Allied Countries summit will be hosted by Iran. In order to generate greater public awareness of this, I’d like to interview some 50-odd people and would be pleased to include you in the list. In addition, I’d welcome communications with any other scholars and activists that you might be able to introduce to me. If you could provide me with their contact information I’ll contact them directly myself, or perhaps you might forward this post to them.
Thanks for your speedy response. Here are the questions for the interview:
Warm regards,
Reza Saiedi
1- In your opinion what is the importance of Non- Alliance meeting ?2- Knowing that Iran is organizing the upcoming None Alliance meeting, what is the impact or effects?
3-Would you classify the recent events in Syria as Arab Spring or American-Zionist conspiracy?
4- Perhaps many of you are aware of the recent atrocities directed at Muslims in Burma, however such human rights violations are often blatantly ignored in the mainstream media outlets. Can you offer any insight into the double standard that is applied in these cases, where one country’s violations are ignored while alleged injustices from another (often Iran is mentioned incorrectly/unjustly mentioned) are held under the microscope.
Norman’s answer, and an answer which Mr. Saiedi had solicited from me were not published because the editors were overwhelmed by the work of Non-Aligned Movement conference, according to an email from Mr. Saiedi.
On February 2, 2013, I received another message from Mr. Saiedi asking for a written interview. This time, the questions were:
1. In your opinion, what changes in regional power has occurred as a result of the Islamic Revolution?
2. Is victory of the Islamic Revolution in Iran considered as a challenge to USA?
3. How would you describe differences in pre-Revolutionary Iran and current Iran?
4. Why did both the governments of East and West (ie the US and its allies and the former Soviet Union) make continual efforts to deter the efforts towards completion of establishing the Islamic Republic? A few examples of these efforts include the planned (and failed) helicopter attack in the dessert of Tabbas, initiating the war with Iraq over a bogus border dispute continuing until today’s efforts of supporting regional “revolutions” in Bahrain and Syria.
5. What distinctions can you make between the Islamic Revolution in Iran and the French and Bolshelvic Revolutions?6. What are similarities can be found between the Islamic Revolution in Iran and other recent regional uprisings, such as the Arab Spring?
7. Could it be said that the recent uprisings and attempts to establish so-called democracies in the region arose as a result of the precedent set by the Islamic Revolution’s overthrow of the Shah’s monarchy?
8. What are the basic disagreements that the West, specifically the USA, holds against the Islamic revolution ?why do they have fear from Islamic revolution? In 1979 , the USA used their utmost pressure to stop Islamic revolution of Iran and today Britain and USA are supporting Bahrain’s government against the populist Islamic revolution. Could you elaborate on this?
9. What is your take on the political position of America in the Region due to recent Arab Spring? do you think their position has been shattered?
10. How do you predict and assess the future revolutions in this region? do you think America will be successful to continue their support of the region’s dictators such as Saudi and Bahrain and others?
Reza Saiedi
PS. Thanks so much Dr Siegle for you kindness.
This time, I’m posting my answer online. I’m posting it in Persian. If anyone wants me to translate it into English, please let me know.
1: انقلاب اسلامی ارتباط قدرت را برای ابد در منطقه عوض کرد. آن جزیرۀ ثبات در منطقه، یعنی رژیم شاهنشاهی، را سرنگون کرد و در جایش نظامی که اساسش کینۀ ضد غربی است به جای گذاشت و یک دروه جنگ و ستیز بین اسلام و غرب را آغاز نمود. دیکتاتورهائی که با غرب همکاری داشتند عمیقا متزلزل شدند. تفکر توسعه و مدرنیته جای خودش را به تفکربازگشت به خویش و سنت گرائی داد..
2: التبه، پیروزی انقلاب اسلامی یک تکانی شدید به آمریکا بود. یکی از پاهگاه های محکم سیاست آمریکا در منطقه به یک نظام آمریکا ستیز و آمریکا زدا میدل شد. البته، باید در نظر گرفت که این تکان و یا لطمه به امریکا بان معنی نیست که منافع ایران تامین شده باشد . مثلا، ایا پیروزی نازی ها یا کومونیست ها که برای آمریکا خطرناک بودند، سودی برای کشورهای کمونیست و یا فاشیزم بهمراه داشتند یا یک قدم به پیش برای بشریت؟ .
3: اساس رژیم سلطنتی دیکتاتوری دولتی بود. مردم میبایست با چوب استبداد دولتی رانده شوند تا وطن مدرن شود، صرفنظر از اینکه ا مردم باین مدرن گرائی تمایلی داشته باشند یا نه . همچنین سیستم پهلوی تمایلی به درست کردن پایگاهای مردمی نداشت . هیچ سعی و کوششی در جمع کردن گروهها ی مختلف بر گرد مواضع حتی مورد توجه خود نمینمود، در حالیکه نظام جمهوری اسلامی کشاندن عوام به خیابان تحت شعارهای اجنبی ستیزی و در دفاع از ارزشهای سنتی و عوامگرا از اولین الویت هایش بود ، البته همه تحت نظارت دقیق و شدید دولت .
نظام شاهنشاهی با تجلیل دوران قبل از اسلام ر سعی بر برانگیختن احساسات و غرور ملی گرایانه داشت در حالیکه الگوی نظام اسلامی قیام امام حسین است و احساسات عمیقی که این فاجعه در دل هر شیعه می انگیزد. البته، هر دو نظام از این احساسات سوء استفاده کرده و هر دو کوشیدند تا قدرت را در دست خویش و ثروت را در دست طبقه مورد میل خویش متمرکز کنند.4: اشکار است که قدرتهای غرب تمایل به سرنگونی نظام جمهوری اسلامی ایران داشتند، اما به نظر من، آنها خیلی زود دریافتند که این کار آسان نخواهد بود و بدین جهت موضع صبرو انتظار را پیش گرفتند. یک سال بعد از اتقلاب، تجارت بین ایران و کشورهای غرب (به استثنای آمریکا!) افزایش یافت. ما جرای طبس ربطی به سرنگون کردن جمهوری اسلامی نداشت. رئیس جمهور امریکا مجبور بود اقدامی برای نجات گروگانهای امریکائی بنماید. حمله عراق به ایران هم در واقع عکس العملی بود به حس حقارتی که عراق از شکست قبلی خود از رژیم سلطنتی ایران در خود داشت ، و همچنین نگرانی شدیدی که از تبلیغات جمهوری اسلامی توسط شیعیان بر علیه » صدام یزید « میداشت . آمریکا در این حمله نقشی نداشت.
معنای شما از حمایت غرب از انقلاب بحرین نا معلوم است. اما راجع به سوریه، این انقلاب است، همچون انقلاب بحرین، با این تفاوت که ملت سوریه رو به روی یک رژیم بی رحم است که از بمباران شهرهای پر جمعیت ابائی ندارد. و این چنین رژیمی بدون شک باید کنار برود. اگر شما برای یک لحظه فکر میکنید که این انقلاب نیست بلکه یک توطئه ضد انقلاب ایران توسط غرب است ،کاملا در اشتباهید. اول، اینکه مردم سوریه یک استقامت بی نظیری از خود نشان دادند.و این در حالی است که انقلاب ایران نسبتا بدون درگیری انجام شد . شاه مخلوع حد اقل از کشتار هزار هزار مردم امتناع کرد. چنین احساسی را از این رژیمهای فاشیست بعثی نباید انتظار داشته باشیم . و دوم، اینکه کمک غرب باین انقلاب واقعا نا چیز بود و است.
5: انقلابهای فرانسه و بولشویک انقلابهای روشنفکرانی بودند که میخواستند زنجیرهای ارتجاع و سنت را بشکنند و یک آدم نو درست کنند و یک ارتباط نوین در میان انسانها بر قرار سازند. . به قول هگل در فرانسه انقلابی برای اولین بار مردم روی سر پیاده کردند! اما روشنفکرها در قدرت با عوام بی سواد بی رحمت بودند. ارتش پاریس ده های هزار روستائی را قتل عام کردند تا شورش های سلطنتنی-علمائی را بخوابانند و در خود پاریس، ده ها هزار از اعیانهای رژیم قدیم را سر به نیست کردند. و فجایع بلشویک ها هم که دیگر لازم به تصریح نیست و بر همه عیان است ، خصوصا در عصر استالین.
اما انقلاب اسلامی در ایران کاملا ضد روشنفکری، خصوصا روشنفکری با جهانبینی تسبتا جهانی، بود، و شعارش تکیه بر ارزش های سنتی عوام و دفاع از آنان بود . همچنین این انقلاب بر خلاف سایر انقلابات پیشین آنچنان خونریزی نداشت، زیرا که دولت با تکیه بر طبقات عام توانست که براحتی اقلیت تحصیل کرده را بکنار براند. البته این سه انقلاب با هم شباهاتی هم داشتند. مثلا انقلاب اسلامی کمیته ها را بر پا کرد تا باصطلاح ضد انقلابیان را دستگیر کنند–عین سازمان هائی که انقلاب فرانسه بر پا کرد. نظام تازه عناصر غیر قابل اعتماد را ادارات و سازمانهای دولتی و نیمه دولتی تصفیه کرد، و هر کس که می خواهست کارش را پیش ببرد مجبور بود ثابت کند که به ارزش های مذهبی رژیم پایبند است . .
در یک جمله، میتوان گفت هم انقلاب ایران و هم انقلابهای بهار عربی توسط ائتلاف انقلابیون طبقۀ متوصط و طبقات سنتی اغاز گردید که اکثریت قاطع جمعیت هستند،اما هر دو به حاکمیت یک حکومت کم و بیش سنتی اسلامی انجامید.البته انقلاب لیبی نسبتا استثنا شد .
6؛ 7: آشکار نیست آیا نماد انقلاب اسلامی در ایران نقشی در انقلابهای منطقه ایفا کرد یا نه. ممکن است که مردم اموختند که با ریختن توده های مردم در خیابان می توان حتی یک رژیم سرا پا مسلح را سر نگون ساخت ، اما نمیتوان ادعا کرد که این انقلاب ها انقلابهای اسلامی بوده باشند زیرا که شعار هایشان بطور کلی اسلامی نبودند. مثلا، در اوائل انقلاب در مصر، اخوان مسلمانین تلاش کرد که دوشا دوش مردم غیر مذهبی تظاهرات بکنند و با شعار های ازادی و دمکراسی خواهانه انها همراهی کند . بعلاوه، اگر الهام از انقلاب اسلامی گرفتند، پس باید سئوال کرد که چرا سی و اندی سال منتظر ماندند؟ و چرا هیچ کدام از رهبر ان این انقلابها “پندهای و فرمایشات فرزانۀ رهبر عظیم الشان انقلاب اسلامی” را تقدیر نکرد؟ا.
8: نمیتوان گفت که در اوائل انقلاب، آمریکا تهدیدی برای انقلاب بوده باشد. آن وقت، آمریکا هیچ ایرانی را نکشت. و بغیر از ماموریت نا فرجام طبس، آمریکا هیچ تجاوزی به حریم ایران نکرد. تنها کاری که آمریکا کرد این بود که سعی کرد به عناصرهائی را که می توانست با انها به یک تفاهم برسند، مثل ابراهیم یزدی یا مهدی بازرگان ، نزدیک شود . احتمالا شما باید بخاطر داشته باشید که آندرو یونگ، نمایندۀ حکومت کارتئر درسازمان ملل متحد، امام خمینی را یک مرد مقدس نامید. اما انکار هم نمیشود کرد که غرب نمیخواهد جمهوری اسلامی ایران بر منطقۀ حساسی مانند خلیج فارس مسلط شود. این نظامی است که اساسش آمریکا ستیزی است و درست همانند چین در زمان مائو یا روس بلشویک لئنین.
9: همانطور که ملاحظه میکنید امریکا استبداد آل خلیفه را در بحرین یا جور آل سعود را در عربستان سعودی پشتبانی میکند زیرا که این حکومت مئتلف نزدیک آمریکا است و بحرین جائی است که ناوگاه مرکزی آمریکا در ان مستقر است. به هر حال، آمریکا عرض کرد که آل خلیفه اصلاحات را قبول کنند و آزادی بیان را قبول کند، چیزی که به خانوادۀ حاکم شدیدا بر خورد. اما باید گفت که سیاست آمریکا در بحرین دور از انصاف است!
10: البته، آمریکا ترجیح میدهد که حسنی مبارک و زین الدین ابن علی هنوز سر کار بودند، اما اخوان المسلمین در مصر سابقۀ طولانی همکاری با آمریکا دارد، همچنین که با قذافی هم برای سالهای متوالی یک نوع سازش میداشت و علی رغم بسیاری بظاهر اختلاف نظر ها از حمله کردن به لیبی تا اخرین لحظات خود داری کرد. اما در سوریه، سر لوحۀ برنامۀ غرب منزوی ساختن عناصر سلفی است . به هرحال، اگر چه که قدرت آمریکا در منطقه تضعیف شده، اما هنوز هم هکاران فراوانی دارد. البته، آینده خیلی نا معلوم است. اما اگر یک حکومت سلفی-جهادی در سوریه مستقر شود کار آمریکا ، و متفقش اسرائیل ، خیلی مشکل خواهد شد


